روزهای سخت

خرید بک لینک

تمام شد

درواپسین روزهایی که چشم هایم چیزی جز اشک نمیدیدند

در روزهایی که تمام سهمم از زندگی دعا و آه و گریه

برای بهبودی احوال زندگیمان بود،او نیز برایم تمام شد

درست میان اینهمه سیه بختی ،من ازهمیشه تنها ترشدم...

این تنهایی نه تقدیر من است نه خواسته او

تنها چیزی در درون سینه ام شب ها تاسپیدی صبح و

صبح ها تا به سیاهی شب ،میسوخت که او التیامش نبود

وبه همین آسودگی ظاهرا ،

تمام شد تمام آنچه نامش را عشق نهاده بودیم

گرچه تنهایی تقدیرمان نبود اما سهممان شد درآخر این دلدادگی

ای پناه درماندگان،نقطه ای بگذار بر پایان این روزهای سخت

□■□■□■□■□■□

پ ن:به وقت نیمه شب نوزدهم شهریور۱۳۹۹خورشیدی

شب های سختی که به رفتنشان امید بسته ام...

و به وقت تنهایی دردناک ابدی

و تصمیمی بزرگ در این روزهای به اندازه کافی تلخ

که تلخترش کرد اما برای پخته شدن لازم است گاهی بسوزی...

#زهرا_نوشت

چهارشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۹ ساعت 0:58 توسط زهـــرا

سردرگم...

ما را در سایت سردرگم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:55

صفحه بندی